سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
279
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
مىخواهد كه مردم به او اقتدا كنند . » « 1 » همچنين به گزارش اصفهانى فتوايى كه مالك صادر كرد ، از عواملى بود كه باعث شد شمار بسيارى از مسلمانان ، نفس زكيه را تأييد كنند . مالك به مردم دربارهء بيعتشان با منصور گفته بود : « شما از روى اجبار و اكراه بيعت كرديد و سوگند و بيعتى بر گردن انسان مجبور نيست . » « 2 » ابن قتيبه روايت مىكند كه يكى از علويان نزد مالك آمد و از ظلم و ستم و آزارى كه به ايشان مىشد ، شكايت كرد . مالك به او گفت : صبر كن تا زمان تأويل اين آيه فرا رسد : « وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ . » ( قصص : 5 ) ، كه به نظر مىرسد مالك در انتظار برپايى يك دولت علوى بوده است . « 3 » مىتوان گفت كه مالك نسبت به علويان محبت مىورزيد ، اما او شيعى يا متأثر از آموزههاى شيعه نبوده است . مالك براى خود ، ديدگاههاى سياسى خاصى داشت كه با ديدگاههاى شيعه متفاوت بود . وى به حقانيت خلافت ابو بكر و عمر و عثمان معتقد بود و ايشان را در صدر صحابه قرار مىداد ، با اين حال ، على بن ابى طالب عليه السّلام را نيز يك صحابى همچون ساير صحابه مىدانست . « 4 » با اين ديدگاه ، امام مالك با نظر امام ابو حنيفه كه على بن ابى طالب را بر عثمان برترى مىداد ، مخالف است ، همانگونه كه ديدگاه او با نظر امام شافعى كه دايم از فضايل على مىگفت ، تا آنجا كه به تشيع متهم شد ، تفاوت دارد و ما مىتوانيم از اعتراف مالك به درستى خلافت سه خليفه راشدين ، استنباط كنيم كه وى خلافت را منحصر به خاندان علوى و هاشمى نمىدانسته است . شيخ ابو زهره مىنويسد كه مالك حديثى را روايت مىكرد كه « طلاق شخص از روى اجبار و اكراه نافذ نيست » و اين حديث ، درست زمانى كه نفس زكيه در مدينه قيام كرد ،
--> ( 1 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 280 . ( 2 ) . همان ، ص 283 . ( 3 ) . ابن قتيبه ، الامامة و السياسة ، ج 2 ، ص 148 . ( 4 ) . قاضى عياض ، ترتيب المدارك ، خطى ، قسم اول از جزء اول ، ص 345 . يكى از علويان از امام مالك پرسيد : « بهترين مردم بعد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چه كسى بود ؟ » مالك پاسخ داد : « ابو بكر . » و باز پرسيد : « بعد از او كه بود ؟ » مالك جواب داد : « عمر . » علوى باز پرسيد : « سپس چه كسى ؟ » و او گفت : « خليفهء مقتول به ظلم ؛ عثمان . »